مقالات شمس

:: مقالات شمس
الحمد لله رب العالمین
حمد و سپاس خدای را عز و جل که همه در پیشگاه او فنا هستند و تنها روی او باقی است.

سخنانی از مقالات شمس:
اندر باب نصیحت پذیری:
"هر كه را سعادت باشد نصيحت او را صيقل باشد بر روي آينه، و هر كه را سعادت نباشد سخن نصيحت او را تاريك كند، و آينه او را زنگ افزايد."

اندر باب طمانینه و آهستگی در کردار که هر زمان مشغول یک کار باشی:
"نفع در اين است كه چون يك لقمه خوردي چنداني صبر كني تا آن لقمه نفع خود بكند، آنگاه لقمه ديگر بخوري، حكمت اين است كسي يك مسئله را مخمر كند چنانكه حق است بهتر باشد اگر زانك هزار مسئله بخواند."

اندر باب زندگی بین مردمان:
"با مردمان بنفاق مي بايد زيست تا در ميان ايشان با خوشي باشي، همچنين راستي آغاز كردي با كوه و بيابان بايد رفت."

تاثیر همنشین بر روح و روان آدمی:
"لاشك با هر چه نشيني و با هر چه باشي خوي او گيري، در هر كه نگري در تو پختگي درآيد، در سبزه و گل نگري نازكي درآيد،زيرا همنشين تو را در عالم خويش كشد و از اين روست كه قرآن خواندن دل را صفا كند زيرا از انبيا ياد كني و احوال ايشان. صورت ايشان بروح تو جمع شود و همنشين شود."

در رفتار با بی ادبان و بد خواهان:
"آن را كه مرا دشنام مي دهد دعا مي گويم كه خدايا او را از اين دشنام دادن بهتر و خوشتر كاري بده..."

در صبر:
"پس هر كه در تلخي خندان باشد سبب آن باشد كه نظر او بر شيريني عاقبت است، پس معني صبر افتادن نظر است بر عاقبت كار، و معني بي صبري نارسيدن نظر است به آخر كار، اول صف بر آن كسي ماند كه آخر كارها نيكو داند. "

در شناخت آدمی از رفتار او:
"مثلا جوالي شكر آنجا نهاده اند يك شاخ آوردند، آن اندك دال است بر آن بسيار، اندكي راستي مرد دال است بر بسيار و اندكي كژي و نفاق مرد دال است بر بسيار."

در شناخت دنیا:
" دنيا بد است، اما در حق آن كس كه نداند كه دنيا چيست، چون دانست كه دنيا چيست او را دنيا نباشد، مي پرسد دنيا چه باشد، مي گويد غير آخرت. مي گويد آخرت چه باشد، مي گويد فردا، ..."

در گریز از اموری که هیچ ربطی به آدمی ندارند (فضولی نکردن):
"جحي را گفتند كه اين سو بنگر كه خوانچه ها مي برند، جحي گفت ما را چه، گفتند كه به خانه تو مي برند، گفت شما را چه"

منبع : خلوتگاهمقالات شمس
برچسب ها : دنيا ,گويد ,آدمی ,ايشان ,لقمه ,اندر

اندر سخن امام رضا (ع) که فرمود " نزد خداوند ، کافر خوشرو از مؤمن ترش رو عزیزتر است."

:: اندر سخن امام رضا (ع) که فرمود " نزد خداوند ، کافر خوشرو از مؤمن ترش رو عزیزتر است."
اندر سخن امام رضا (ع) که فرمود " نزد خداوند ، کافر خوشرو از مؤمن ترش رو عزیزتر است."
خوب این به چه معنی است؟
ببینید اخلاق نیکو و خوشرویی نتیجه ایمان است... یعنی مؤمن به خدا اخلاق نیکو دارد و خشمگین نمیشود ... (به عبارتی به صفات ائمه اطهار است ... یعنی صادق و راستگو است , کاظم است و خشم خود فرو میبرد ... حسن است یعنی خلقش و ظاهرش نیکو و زیباست و .... )
عمل صالح و اخلاق نیک میوه ایمان است ... و اگر ایمان موجب میوه اخلاق نیکو نشود ... موجب تاسف است ... توصیف آیه "وای بر نماز گذاران است" ...
پس کافری که از نظر اعتقادی و نظری شاید نامی از خدا نبرد اما خوشرو و خوش اخلاق است و اخلاق پسندیده دارد, نزد خدا عزیزتر است از مومنی که به زبان به خدا ایمان دارد اما اخمو و بد اخلاق است! و حتی این طبیعت خود آدمیان است که از مصاحبت با آدم های خوشرو لذت می برند و از آدم های اخمو و بد خلق گریزانند!
ببرند چوب درختان بی بر / سزا خود همین است مر بی بری را
درخت ایمان اگر میوه اخلاق نیکو ندهد ... شاید که سزاوار این بیت باشد!

منبع : خلوتگاهاندر سخن امام رضا (ع) که فرمود " نزد خداوند ، کافر خوشرو از مؤمن ترش رو عزیزتر است."
برچسب ها : اخلاق ,ایمان ,نیکو ,خوشرو ,میوه ,یعنی ,اخلاق نیکو ,میوه اخلاق ,کافر خوشرو

داستان های قرآن

:: داستان های قرآن
به نام پروردگار بزرگ آسمان ها و زمین

داستان های قرآن داستان زندگی ماست ... داستان یعقوب نبی که ۳۰ سال از خدا دیدار فرزندش را درخواست کرد و از شدت اندوه و گریستن نا بینا شد ... اما سر انجام خدای تعالی دعای او را مستجاب کرد ... یعقوب نبی که همواره شکر گذار بود.
داستان یوسف که بین گناه و زندان, زندان را برگزید و خدا دعای او را شنید و برای چند سال به زندان افتاد ... و به راستی اگر گناه کوچکی بود هیچگاه یوسف نبی زندان را بر آن گناه ترجیح نمیداد ... و خدایی که صبور است ... خدایی که آنگاه که رحمتی می بخشد, آن رحمت به تو میرسد و از تو فرار نمیکند ... مگر نه این بود که آنگاه که اراده حق تعالی بر آزادی یوسف قرار گرفته بود, پادشاه مملکت او را خواست ... یعنی کسی که در آن سرزمین مقامی بالاتر از وی نبود ...
این است که جناب سعدی می فرماید:
سعادت به بخشایش داورست / نه در چنگ و بازوی زور آورست
چو دولت نبخشد سپهر بلند / نیاید به مردانگی در کمند
نه سختی رسید از ضعیفی به مور / نه شیران به سرپنجه خوردند و زور
چو نتوان بر افلاک دست آختن / ضروری است با گردشش ساختن

و داستان حضرت یونس که در دهان ماهی شد ... و به درگاه خدا زاری کرد تا رحمت خدا شامل حالش شد ... که جناب مولوی فرمودند:
" چون خدا خواهد که‌ مان یاری کند/ میل ما را جانب زاری کند
ای خنک چشمی که آن گریان اوست / وی همایون دل که آن بریان اوست"

داستان هایی که تنها پیام آنها این است: خدایی که تنها میتوان در پیشگاهش مودب بود و شکر گذار ...
خدایی که شناخت بیشتر او تنها ما را به حیرت می آورد ... خدای زمان بی آغاز , خدای ماه و ستارگان, خدای خورشید و زمین ...

منبع : خلوتگاهداستان های قرآن
برچسب ها : داستان ,خدایی ,خدای ,زندان ,یوسف ,گناه ,زمین داستان

در ادب نسبت به خدای تعالی

:: در ادب نسبت به خدای تعالی
آنگاه که عزم سفر میکنی, درباره مقصد تحقیق میکنی و خود را برای شرایط آن آمده میکنی … هان به هوش باش که سفری در پیش است از پس مرگ … و سر و کار همه ما با خداست, پس باید خدای تعالی را شناخت پیش از آنکه به سوی او بشتابی. و شناخت وی با شناخت نعمت های وی میسر میشود … و آنکه به هر کاری که مشغول باشی پیوسته شکر او به جای آوری.
 
از خدا جوییم توفیق ادب / بی ادب محروم شد از لطف رب 
بدان كه مهمترين ادب ها ادب به خداي تعالي است، كه شكر كني او را در همه حال ها. و بدان هر روز و هر ساعت زندگي نعمتي است بزرگ كه به هيچ قيمت نتوان آن را شكر گفت كه بسي مرده باشند كه از خداي تعالي مي خواهند كه ساعتي به زندگي باز گردند تا "نيكي" كنند، اما بازگشتي برايشان در كار نيست. پس خداي تعالي به تو اين نعمت داده است كه زنده اي و مي تواني زندگي ات را صرف معرفت حق تعالي كني، و اين نعمت را بسياري مردگان ندارند كه تو از آنان بي خبري! 
بدان كه بد ترين بي ادبي ها، بي ادبي به ساحت مقدس خداي تعالي است! و باشند مردمي نادان كه رنج خود را از خداي بينند، اين طايفه  هم رنج دنيا مي كشند و به رنج آخرت بسي نزديكند از بي ادبي شان.
خدای تعالی, پروردگار آسمان ها و زمین, خدایی است که زمین را خلق کرد, زمینی را که ۴۶۰۰ میلیون سال سن دارد, و اگر عمر زمین تا به امروز یک سال باشد, عمر صد ساله ی تو یک ثانیه هم نیست... خوب حال بدین بیندیش که مثلا پس از مرگ بگویند که باید اندکی منتظر باشی ... انتظار... فقط به اندازه ۱۰ ثانیه (از عمر یک ساله زمین) منتظر باش تا عاقبت کار مشخص شود... این میشود بیش از ۱۰۰۰ سال برای تو! فکرش را هم که کنی , لرزه بر اندامت می افتد ... اما به واقعیت این امری است محتمل که انتظاری طولانی در پی باشد!
این است که حافظ میفرماید: چو بر روی زمین باشی, توانایی غنیمت دان / که دوران ناتوانی ها بسی زیر زمین دارد... که دوران ناتوانی ها بسی زیر زمین دارد... 
و فرمود حق تعالی که دعا میکنند و میگویند "رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ" یعنی "... و ما را از عذاب آتش دوزخ نگاه دار" که مؤمن حالت بیم و امید دارد و خود را از حقیقت جویی و حقیقت طلبی بی نیاز نمیداند و در پی "خیر خواهی" است و خود را ایمن نمیداند که اگر ایمن بود چنین دعا نمیکرد که "ما را از عذاب آتش دوزخ نگاه دار"!
پس باید در کارهای خیر شتاب کرد ... که فرمود "یسارعون فی الخیرات" ... یعنی " در کارهای نیک شتاب می کنند" که فرصت برای نیکی اندک است  ... و فرمود "وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى" و فرمود "فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ, وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ", یعنی "هر کس ذره ای نیکی کند "آن" را میبیند" و نفرمود که "جزای آن را میبیند"... و پاداش را به "خیر" نسبت داده و نه به "عقاید" .... که عمل صالح و نیکی میوه ایمان است, درخت بی میوه به چه کار آید؟ و ادب آدمی نسبت به حق تعالی در عمل او جلوه میکند...
الحمدلله رب العالمین 
منبع : خلوتگاهدر ادب نسبت به خدای تعالی
برچسب ها : زمین ,تعالي ,خداي ,تعالی ,خدای ,فرمود ,خداي تعالي ,خدای تعالی ,مِثْقَالَ ذَرَّةٍ ,يَعْمَلْ مِثْقَالَ ,زمین دارد ,يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ

سکوت

:: سکوت
گفتار اندر فضیلت سکوت:
گفته اند که سکوت طلاست, و بهترین سخن نقره ای بیش نیست!
و سکوت مراتب مختلف دارد, از جمله سکوت در جمع, و سکوت در ذهن, و سکوت ذهن در تنهایی,
و تنها حالت ارزشمند که بتواند جای سکوت ذهن در تنهایی را بگیرد, "تفکر" است, و تفکر بسیار بسیار بسیار با پراکنده اندیشی تفاوت دارد.
و کنترل ذهن دشوار خواهد بود اگر آدمی به سکوت در ذهن عادت نکند.

بنابر این تنها "به وقت ضرورت و به قدر ضرورت" باید سخن گفت! و همچنین باید در لحظه و در زمان حال زندگی کرد, و تنها "به وقت ضرورت و به قدر ضرورت" به آینده یا به گذشته رفت!

منبع : خلوتگاهسکوت
برچسب ها : سکوت ,ضرورت ,بسیار بسیار

و ما اجر نيكوكاران را تباه نمى‌سازيم.

:: و ما اجر نيكوكاران را تباه نمى‌سازيم.
در عاقبت بخیری: ما انسان ها در زندگی مان اهداف گونه گون داریم, اما از هر کس از ما که بپرسند که دوست داری "عاقبت بخیر شوی؟" بی آنکه لزوما تعریف و مفهوم دقیقی از عاقبت به خیری داشته باشیم پاسخ مان "آری" است... و چه کسی دوست ندارد که عاقبتش "خیر" شود؟
عاقبت به خیری شاید مهمترین مفهوم زندگی باشد ... مفهومی که در نقطه مقابل بهره مندی کوتاه مدت است. و اما به راستی عاقبت به خیری چیست؟ تعریف شما از عاقبت بخیری چیست؟ 
 
مطلب زیر تاکیدی است بر 
۱) زندگی بسیار کوتاه است ... و دوران پس از مرگ بسیار طولانی, که حافظ میفرماید: "چو بر روی زمین باشی توانایی غنیمت دان / که دوران ناتوانی ها بسی زیر زمین دارد"
۲) "نیکی" باید کرد, که مؤمن  نیکو کار است و در کارهای خیر شتاب میکند. و چگونه شتاب نکند که فرصت برای نیکی اندک است! و کار های خیربا "خلوص نیت" در نهایت دل را می بگرداند و آینه دل  را صیقل بدهد. و به همین جهت است که  میگویند خواب دروغگویان دروغ است چرا که آینه دلشان زنگار بر داشته و حقیقت در آن وارون میشود, اما آن که راست گو است, حقیقت درآینه دلش منعکس میشود. 
 
فرمود حق تعالی که "کل من علیها فان, و یبقی وجه ربک ذی الجلال و الاکرام", که همه ما مردنی هستیم ... (و ای کاش قبری بود که هر ماه یک بار, یا هفته ای یک بار در آن میرفتیم و ساعتی سپری میکردیم که یادمان باشد که "رفتنی" هستیم), و به راستی که وعده حق تعالی "حق" است, و زندگی بس کوتاه است, که می فرماید حق تعالی از جهنمیان می پرسد " قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ ..." یعنی "مى‌فرمايد: «چه مدت به عدد سالها در زمين مانديد؟» مى‌گويند: «يك روز يا پاره‌اى از يك روز مانديم. از شمارگران [خود] بپرس.» مى‌فرمايد: «جز اندكى درنگ نكرديد، كاش شما مى‌دانستيد.»" 
و آدمی بسی زیان کرده است اگر دل به غیر از حق تعالی ببندد که همه عبادات و نماز ها و مال بخشیدن ها برای آن است که " وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ" یعنی که "و زينهار، جز مسلمان نميريد." 
و باید در کار های نیک شتاب کرد که فرمود "یسارعون فی الخیرات " , و در کار یتیمان بسیار سفارش نمود, و در طعام دادن به مسکینان, و کمک کردن به خویشاوندان نیازمند, 
و فرمود که بهشتیان از جهنمیان می پرسند: "مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ ..." یعنی "چه چيز شما را در آتش درآورد؟ گويند: «از نمازگزاران نبوديم،  بينوايان را غذا نمى‌داديم،و با آنان كه سخن باطل مى‌گفتند هماواز مى‌شديم، ..."
و کار خیر را بار ها و بار ها سفارش نمود, آنجا که فرمود "وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ... " یعنی "و تو چه دانى كه آن گردنه [سخت‌] چيست؟ بنده‌اى را آزاد كردن، يا در روز گرسنگى، طعام‌ دادن، به يتيمى خويشاوند، يا بينوايى خاك‌ نشين."
و بهشتیان (و عاقبت به خیران) را کسانی توصیف کرد که "و به [پاس‌] دوستى [خدا]، بينوا و يتيم و اسير را خوراك مى‌دادند." و ادامه داد که ایشان میگویند :"إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّـهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا"  یعنی "ما براى خشنودى خداست كه به شما مى‌خورانيم و پاداش و سپاسى از شما نمى‌خواهيم."
و سفارش کرد از آن چیزی بدهید که دوست دارید, آنجا که فرمود "لن تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ ..." یعنی "هرگز به نيكوكارى نخواهيد رسيد تا از آنچه دوست داريد انفاق كنيد؛ و از هر چه انفاق كنيد قطعاً خدا بدان داناست." 
 
و همه اینها برای آن است که دل بگردد به سوی حق تعالی , و آینه دل صیقل یابد, و زنگار بر آن نماند.

 

منبع : خلوتگاهو ما اجر نيكوكاران را تباه نمى‌سازيم.
برچسب ها : عاقبت ,یعنی ,تعالی ,فرمود ,دوست ,زندگی ,سفارش نمود ,عاقبت بخیری

زندگی در زمان حال

:: زندگی در زمان حال
از مهمترین عوامل کاهش لذت و افزایش رنج آن است که آدمی در گذشته یا در آینده زندگی کند! و از مهمترین گام های افزایش لذت از زندگی آن است که آدمی در زمان حال زندگی کند, و تنها به قدر ضرورت و به وقت ضرورت به آینده یا به گذشته برود. از جمله معروف ترین معلمان معنویت در عصر جدید , اکخارت تله, کتابی نوشته است به نام "نیروی الان" (یا "قدرت زمان حال") که مهمترین تاکید اش برای کاهش رنج, این است که آدمی بیاموزد در لحظه زندگی کند, و همه فکر و وجودش را به زمان الان و اکنون بدهد.
زندگی در زمان حال در گفتار (من جمله سخن گفتن با خود) و کردار آدمی جلوه میکند, اما آدمی نمیتواند در زمان حال زندگی کند مگر آنکه به معنای واقعی کلمه حقیقت را در یافته و باور کند که زندگی یعنی "همین یک لحظه" و در گذشته یا آینده زندگی کردن موجب رنج آدمی میشود.

زندگی در زمان اکنون امکان پذیر نمیشود مگر آنکه آدمی قطع امید کند! یعنی به معنای واقعی کلمه زندگی اکنون اش را با همه جوانب آن بپذیرد.
و آدمی برای خدا تعیین تکلیف نکند! بدین معنی که اگر آدمی چشم امید داشته باشد که اگر اتفاق ایکس بیفتد دیگرزندگی خوب م یشود, ولی تا وقتی نیفتد یک چیزی کم است, همه فکر و احساساتش به این میشود که چرا آنچه که میخواهد نمیشود! نتیجه آنکه رنج زندگی اش زیاد می شود. بنابر این باید زندگی را همان گونه که همین الان هست (و تاکید میکنم, دقیقا همان گونه که همین الان هست) پذیرفت, و خدا را باید همین الان شکر کرد! و همین الان او را سپاس گفت!
همان گونه که حضرت یعقوب به فرزندانش فرمود: "بروید و از یوسف و برادرش جستجو کنید و از رحمت خدا ناامید نشوید ... " آدمی همواره باید به رحمت حق تعالی امید وار باشد با توجه به این نکته ظریف که حق تعالی رحمتش را هر گونه که خود بخواهد و هر زمان که خود اراده کند شامل بنده اش میکند. و این است که بنده آن زمان که ادبش نسبت به حق تعالی بیش شود, حق تعالی را تنها شکر و حمد و سپس میگوید و راضی می شود به رضای خدا و بلکه هیچ نمی خواهد جز آنکه او بخواهد.
وانگهی, همینکه آدمی نفس میکشد و زنده است, همین از رحمت خدا است که شاملش شده, نه اینکه حتما همان چیزی که بنده میخواهد بشود تا آن را رحمت خدا بنامد! که حضرت حافظ فرمود: "چو بر روی زمین باشی توانایی غنیمت دان/ که دوران ناتوانی ها بسی زیر زمین دارد"
باید ادب از حضرت یوسف نبی آموخت که سال ها در زندان ماندن جز بر ادبش نسبت به حق تعالی نیفزود.

منبع : خلوتگاهزندگی در زمان حال
برچسب ها : زندگی ,آدمی ,زمان ,الان ,همین ,تعالی ,همین الان ,همان گونه ,ادبش نسبت ,واقعی کلمه ,معنای واقعی

رنج از کجا درد از کجا

:: رنج از کجا درد از کجا
بنای این بحث از سخنان استاد مصطفی ملکیان تحت عنوان اخلاق عملی است.
اگر آدمی همه تلاش خود را صرف دانش اندوزی کند و کتابهای بسیار خوانده و دانش ها فرا گیرد, ولی در نهایت در نیابد که چگونه می توان کمتر رنج کشید, آن دانش ها و تلاش ها به چه کار آید؟
از مهم ترین مسائل زندگی آن است که آدمی بیاموزد چه چیزهایی موجب رنج می شود, و تلاش خود را در زندگی معطوف بدان کند که لذت خودش را از زندگی بیشتر کند و تا جایی که ممکن است از رنج خود و دیگران بکاهد.
نکته اول آنکه رنج یک امر درونی است, و درد یک امر جسمانی, و اکثرا رنج آدمی بسیار عمیق تر از درد است.
قبل از شناخت عوامل رنج, باید آدمی را شناخت.
هر انسانی ۳ ساحت درونی دارد و ۲ ساحت بیرونی:
۳ ساحت درونی آدمی عبارتند از:
- عقاید و باور ها
-احساسات, عواطف, و هیجانات
- خواسته ها
و دو ساحت بیرونی آدمی عبارتند از
- گفتار
- کردار
بنابرین باید به این اندیشید که هر کدام از این ساحت ها چگونه باشند که رنج آدمی کمتر شود:
- چه عقاید و باور هایی باید داشت که رنج آدمی کم شود
- چه احساسات, عواطف و هیجاناتی داشت که رنج آدمی کم شود
- چه خواسته هایی باید داشت که رنج آدمی کم شود
- چه باید گفت که رنج آدمی کم شود
- و چه کرداری باید داشت که رنج آدمی کم شود

اول اینکه آدمی باید صداقت داشته باشد. صداقت به این معنی است که پنج ساحت وجود آدمی بر هم تطابق داشته باشند. یعنی گفتار و کردار آدمی در تطابق با عقاید, خواسته ها و احساسات و عواطف و هیجاناتش باشند. بلکه هر کدام از دو ساحت وجودی آدمی با هم تطابق داشته باشند. برای مثال آدمی چیزی نخواهد که با عقاید او ناسازگار باشد که در این صورت دچار مشکلات روان شناختی شده و رنجش افزون می شود. به همین ترتیب آدمی کاری نکند که با خواسته هایش تطابق ندارد (البته ممکن است عقاید آدمی او را دعوت به انجام کاری کند که تطبیق کامل با خواسته ها یش ندارند که در این صورت به آن تکلف می گویند که در جایش باید بررسی شود).

بسیاری از بزرگان تاریخ به ما آموخته اند که چگونه رنج خود و دیگران را کم کنیم. از جمله تاکید بودا بر ساحت خواسته ها بوده: چیزی مخواه که هر خواستنی را رنجی است!
تاکید استاد سخن, سعدی, و حضرت مولانا, و محمد غزالی بر ساحت گفتار بوده, که آن بزرگان سفارش بسیار موکد بر سکوت کرده اند.
تا آنجا که به نظر من می رسد دستورات قرآن کریم همه این موارد را شامل میشوند, اما فکر میکنم که تاکید قرآن بر اخلاق نیک است که شامل عمل صالح (کردار نیک), گفتار پسندیده (ساحت گفتار), و خیر خواهی برای همه (ساحت خواسته ها) است, که در نتیجه آن احساسات, عواطف و هیجانات آدمی زیبا می شوند.

منبع : خلوتگاهرنج از کجا درد از کجا
برچسب ها : آدمی ,ساحت ,خواسته ,عقاید ,گفتار ,تطابق ,احساسات عواطف ,باید داشت ,داشته باشند ,ساحت خواسته ,ساحت گفتار ,تطابق داشته باشند

معنی دینداری:

:: معنی دینداری:
دینداری یعنی خیر خواهی ... یعنی تو برای هر کس و هر چیز خیر بخواهی و بد خواه نباشی و بدانی که جا برای همه هست... و اخلاق نیکو داشته باشی و خوشرو باشی... و لبخند بر لب داشته باشی و درشت خوی تند خو نباشی ... و با معرفت باشی یعنی بدانی "آیا پاداش نیکی جز نیکی است؟"... اگر کسی به تو نیکی کرد به یاد داشته باشی و سعی در جبران کنی و قدر دانی کنی ... و نیکی بدون انتظار پاداش کنی که میدانی که خدای تعالی که مشرف بر همه جهان است میبیند , بدین معنی که این بیت که "تو نیکی میکن و در دجله انداز , که ایزد در بیابانت دهد باز " , یک بیت شعر نیست ... حقیقتی است بزرگ که چون به آن برسی راز بزرگی را دریافتی ... و حق جو باشی و حقیقت طلب باشی و دروغ نگوئی که دروغ شرک است ... دروغ یعنی تو از چیزی غیر از حق (که از اسامی حق تعالی , رب العالمین است) مقصود میجویی که این یعنی شرک ... و نسبت به همه مهربان باشی که ظلم تو نسبت به مورچگان و چهار پایان نیز بیجواب نمیماند ... چگونه ظلم تو نسبت به انسان ها بی پاسخ باشد ... و اگر انتظار نیکی داری , به دیگران نیکی کنی, و اگر انتظار بخشش داری از دیگران در گذری ... و اگر میخواهی آسان بگیرند بر دیگران آسان بگیری ... و اگر میخواهی کمک کنند به دیگران کمک کنی ...

منبع : خلوتگاهمعنی دینداری:
برچسب ها : باشی ,نیکی ,یعنی ,دیگران ,نسبت ,دروغ ,داشته باشی

::
در باب احساسات و عواطف و هیجانات:
مهمترین احساسات و عواطفی که آدمی باید داشته باشد شفقت است به حال انسان های دیگر, و بلکه نسبت به حیوانات , و بلکه نسبت به نباتات!
دوم اینکه آدمی عشق به آرمان ها داشته باشد, یعنی عشق به حقیقت, عشق به خیر یا خوبی, و عشق به زیبایی.

منبع : خلوتگاه
برچسب ها : بلکه نسبت ,داشته باشد